|
علمی آموزشی علمی آموزشی
| |||||||||||||||||||||||||||||
|
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 12:8 ] [ امین پروری ]
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 16:27 ] [ امین پروری ]
برنامه ریزی آموزشی
ادامه مطلب [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 16:3 ] [ امین پروری ]
با سلام خدمت همه دوستان جلسه دفاع اینجانب روز 4شنبه مورخه 90/8/11 برگزار شد و با نمره عالی 18/75 پذیرفته شد. با تشکر از همه دوستانی که شرکت کرده بودند و دوستانی که به یادم بودن. دوستان عزیزی که لطف می کنن نطر میدن و منتظر جوابن ایمیل خود را بذارن تا بهشون جواب بدم.اینجا که نمیشه به جواب سوالات پاسخ داد. [ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 17:46 ] [ امین پروری ]
برنامه ريزي چيست ؟ برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي رسيدن به مقصد ، براي دستيابي به خواسته ها . « راسخ » در كتاب «تعليم و تربيت در جهان امروز» برنامه ريزي را تفكر قبل از عمل ، دور نما سازي و مداخله در جريان امور براي هدايت براي نيل به هدف خوانده شده و آنرا چنين تعريف كرده است . « طرح تدابيري كه به احسن وجه يا مناسبترين صورت از منابع موجود به جهت نيل به به هدفهاي مطلوب استفاده كند . » در كتابهاي موجود در باب برنامه ريزي اعم از برنامه ريزي اقتصادي ، اجتماعي يا آموزشي تعريفهاي گوناگوني براي مفهوم برنامه ريزي يافت مي شود ولي در حالت كلي برنامه ريزي را مي توان چنين تعريف كرد : -برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي دستيابي به خواسته ها ، - برنامه ريزي راهي براي هدايت حساب شده فعاليت انسان به سوي منظور شخص واهداف تعريف شده ، -برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي آينده و پيش بيني راههاي دستيابي به آن ، -برنامه ريزي فراگردي است دور نگر براي جهت دادن منطقي به فعاليت هاي جنبي ، ادامه مطلب [ چهارشنبه هفدهم آذر 1389 ] [ 0:10 ] [ امین پروری ]
چكيده : موضوع آموزش و نقش آن در توسعه اقتصادي از دير باز مورد بحث و گفتو گوي فراوان بوده است . از سويي، توسعه يك جريان چند بعدي است كه شامل تجديد سازمان و نوسازي تمام سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي ميگردد . اين نوسازي علاوه بر بهبود درآمدها و توليد ، دربرگيرنده تغييرات بنيادي در ساختارهاي سازماني ، اجتماعي و اداري نيز ميگردد . در بررسي حاضر تلاش ميشود ، نقش ميزان آموزش و رابطه آن با توسعه و تأثير منابع انساني برآهنگ توسعه مورد بررسي قرارگيرد و با بررسي و تحقيق پيرامون روشهاي كلي برنامهريزي آموزشی، بهترين و مؤثرترين روش تعيين گردد . كليد واژه : برنامهريزي آموزشي ، برنامه ريزي فرهنگي ، مدلهاي جامع آموزشي ، برنامهريزي براساس تقاضاي فردي و اجتماعي ، برنامهريزي براساس ميزان باز دهي ، توسعه اقتصادي و توسعه پايدار 1- طرح مسأله و تعريف موضوع : برنامهريزي يك جريان طبيعي در جوامع بشري است ، بهرهمندي از برنامهريزي در آموزش را ميتوان در قديميترين دورانهاي تاريخي ملاحظه نمود . 25 قرن پيش" اسپارتا ا" يك سيستم آموزشي متناسب با اهداف مشخص نظامي ، اجتماعي و اقتصادي بنا نهاد . افلاطون در كتاب جمهوري طرحي بنام " مدرسه در خدمت اجتماع " را پيشنهاد كرد . امروزه، آموزش داراي رابطه يي تنگاتنگ با توسعه است و براي تعيين رابطهي آن با نيازهاي توسعه بايد آموزش در دو سطح به طور همزمان عمل كند : 1- اصلاح ساختار اقتصادي و اجتماعي و محركهايي كه خارج از سيستم آموزشي وجود دارند ، كه بطور وسيعي تعيين كننده ساختار و ميزان تقاضاي كلي براي آموزش ميباشد . 2- اصلاح كارآيي و كفايت سيستمهاي آموزشي از طريق ايجاد تغييرات متناسب در محتواي دورهها ، تغيير ساختار نظام آموزشي ، ارتقاي مقررات و متدهاي آموزش حرفهيي . بنابر اين از طريق اجراي سيستمهاي درخور و تعيين يك روش مناسب كلي برنامهريزي آموزشی ميتوان رابطهاي مثبت بين آموزش و توسعه را با موفقيت برقرار ساخت . 2- سؤالات : 1/2- آيا روشهاي برنامهريزي آموزشي، نظيرروش برنامهريزي براساس نيازهاي نيروي انساني كارآمد در توسعه مفید است ؟ 2/2- روش برنامهريزي براساس ميزان بازدهي چه تأثيري دارد ؟ 3/2- روش برنامهريزي براساس تقاضاي فردي و اجتماعي چه رابطهيي با توسعه دارد ؟ 4/2- روش برنامهريزي فرهنگي چگونه خواهد بود ؟ 5/2- مدلهاي جامع آموزشي ، با تلفيق روشهاي نيروي انساني و ميزان بازدهي چه تأثيري دارند . 3- اهداف تحقيق هدف كلي تحقيق ، مطالعه پيرامون " آموزش و توسعه " با تعيين ماهيت ، آثار و ابعاد و تأثيرگذاري برنامهريزيهاي آموزشي براي توسعه است . اين مجموعه داراي هدف و اهميت پژوهشي و كاربردي به شرح زير است : 1- اهميت پژوهشي : يكي از مهمترين مسايلي كه مديران و برنامهريزان توسعه اقتصادي با آن مواجهاند ، مسأله مهارت نيروي انساني و جايگاه آموزش در پيشرفت اقتصادي و توسعه است . پيچيدگي اين امر آن است كه با شرايط توسعه اقتصادي كشور ، شناخت دقيق روش های برنامهريزي كلي آموزشي ، با توجه به تحولات اقتصادي ، سياسي و علمي كشور كمي سخت بدست ميآيد . بنابراين تعيين نقش و ميزان " تأثير آموزش در توسعه " نيازمند تحقيق و بررسيهاي اساسي ميباشد، در اين بررسي تلاش ميشود تا حدودي اين مسير گشوده شود . 2- اهميت كاربردي : در صورت تحقق نسبي ادعاي اين نوشتار ، نتيجهي حاصله ميتواند به عنوان جزوهيي مورد استفاده افراد ، سازمانها و ارگانهاي درگير در امر مديريت و توسعه قرار گرفته و توسط ساير عزيزان محقق كاملتر گردد . 4- فرضيهها : براي دستيابي به هدفهاي مورد نظر، فرضيههاي زير مورد پيكاوي قرار ميگيرد : 1/4- هدف اساسي هر نظامي رسيدن به رفاه اقتصادي و بهرهمندي بيشتر اقتصادي است ، بنابراين تلاش مينمايند كه با روش های مناسب و تجربه شده، توسعه اقتصادي را براساس الگوهاي تعريف شده دنبال نمايند . 2/4- ارگانها و نهادهاي مختلف كشوربه منظور كمك برای رسيدن به توسعهيي پايدار، هريك داراي نقش مشخص هستند و آموزش نيروي انساني ماهر در اين مسير وظيفه همه آن دستگاههاست . 3/4- براي بهرهوري از آموزشهاي مناسب جهت بالابردن مهارت نيروي انساني ، روشهاي برنامهريزي گوناگون ، داراي تأثير هستند ، اما مدل جامع تلفيق روشهاي آموزشي نيروي انساني و ميزان بازدهي ، روش موفقتر و مؤثرتري است . 5- روش تحقيق و بررسي : به منظور انجام اين تحقيق نظري ، با مطالعه از طريق تحقيق كتابخانهيي ، مصاحبه با اهل فن درتشكلات مربوطه نيز مدنظر بوده است تا با بررسيهاي مختلف بتوان با يك تحقيق اكتشافي ، پس ازبررسي آثاروديدگاههاي گوناگون و مشاهده اسناد و مدارك در دسترس ، در خصوص موضوع تحقيق و با مقايسه ديدگاههاي گوناگون و جمعبندي مناسب به نتيجه نسبي مورد نظر رسيد . 1/5- محدوديتها : 1/1/5- عدم دسترسي به تمام تحقيقهاي انجام شده و كتابهاي متد آموزشي در سطح بينالمللي در حد لزوم ( اگر چه از اينترنت استفاده لازم به عمل آمده است) . 2/1/5- محدوديت زماني تحقيق كه حدود يك ترم (نيمسال) ميباشد . ادامه مطلب [ چهارشنبه هفدهم آذر 1389 ] [ 0:4 ] [ امین پروری ]
دراين مقاله ابتدا به معرفي فلسفه پراكماتيسم و سپس تاريخچه و بنيانگذاران اين مكتب پرداخته و چارچوب كلي اين فلسفه را مورد بررسي قرار داده ايم . سپس به معرفي فيلسوفان معاصر پيرو اين مكتب فلسفي كه به عبارتي نئوپراكماتيست ؛ خوانده مي شود پرداخته و سعي در معرفي آراء و نظرات ايشان داريم : تعريف : اين مكتب فلسفي با نامهاي عملگرايي ، اصالت عمل و حتي تجربه گرايي خوانده مي شود . واژه ي پراگماتيسم را به اصالت عمل و مكتب صلاح علمي ترجمه كرده اند . اين واژه علاوه بر اين كه يك گرايش فلسفي است حاكي از يك روحيه ي اخلاقي و رفتاري نيز هست . رويه اخلاقي پراگماتيستي كه يادآور پايبند نبودن به مباني عقلي و منطقي است رشد در همان گرايش نظري و فلسفي دارد و مي توان گفت : پراگماتيسم بيان فلسفي رويه اخلاقي و اجتماعي خاصي است ويژه جامعه آمريكا . 2007/5/5 www.Cloob.com پراگماتيسم به ما مي گويد كه به جاي دامن زدن به بحث هاي سنتي و موروثي ، بايد بينديشيم كه اين بحث ها چه كاركردي دارند و به چه درد ما مي خورند و در رابطه با فلسفه ، اين يعني كه پيش از هر بحث فلسفي ابتدا از خود بپرسيم كه فلسفه به چه كار ما مي آيد ؟ اگر پاسخ مناسب و واقع بينانه اي براي آن پيدا كرديم ، نه انتظارات نابجا از آن خواهيم داشت و نه بار عرصه هاي ديگر را به دوش فلسفه خواهيم انداخت .2007/5/4 www.Tehranemrooz.ir فلسفه پراگماتيسم ، فلسفه اي است طبيعي و تجربي . تجربه اساس كار اين فلسفه را شكل مي دهد. طبق اين فلسفه روش هاي مجرد عقلاني ، روش شهود و همچنين موجودات مجرد و غير طبيعي وجود ندارند ، آنچه هست در جريان متغير تجربه و طبيعت ظاهر مي گردد . ( دكتر خليلي شوريني ، 1378 : 80 ) جهان شناسي در پراگماتيسم : ماهيت آن تا آنجا مورد توجه است كه كاربردي عملي داشته باشد ( اصالت عمل ) جهان حاصل تأثير پديده ها بر يكديگر است كه آن را تجربه گويند . ( تجربه تعامل فرد و محيط است ) جهان واقعيتي وراي تجربه ندارد . ( دكتر خليلي شوريني ، 1378 : 79 ) تجربه در مفهوم وسيع آن ، اساس جهان شناسي پراگماتيستي را تشكيل مي دهد . از نظر پراگماتيستها تجربه شامل ، ادراك ، احساس ، تفكر ، قضاوت ، مقايسه و توصيف ، سير عقلاني و توجه به ارتباط امور با هم مي باشد بنابراين تجربه را نمي توان به ادراكات حسي محدود نمود . از طرف ديگر تجربه محصول تأثير متقابل فرد و محيط روي يكديگر است . اشياء خارجي همانطور كه هستند در ذهن ما منعكس نمي شوند ، به عبارت ديگر ذهن ما حالت انفعالي ندارد ، بلكه تحت تأثير تجربيات قبلي ، هدف هاي ما و آنچه براي ما با ارزش است . تأثرات حسي را به صورتي خاص در مي آورد آگاهي ما از جهان خارج نتيجه ي همين تأثير متقابل مي باشد . از نظر پراگماتيست ها اشياء در خارج وجود دارند اما وقتي اين اشياء براي ما واقعيت پيدا مي كنند و مورد درك ما قرار مي گيرند كه جزئي از تجربه ما را تشكيل مي دهند . ( شريعت مداري علي ، 1367 : 200 ) انسان در پراگماتيسم : انسان با طبيعت يا جهان پيوسته و مربوط است و بعنوان تجربه مورد نظر مي باشد . از آن جا كه تفكر ، مركز تجربه ي انسان است ، عقل و استدلال بعنوان صفت اساسي انسان مطرح مي باشند . ( دكتر خليلي شوريني ، 1378 : 79 ) فيلسوفان مكتب پراگماتيسم و نئو پراگماتيسم : پيرس بنيان گذار اين مكتب و جيمز ، ديويي ، مونته سوري ، پاركر ، دكرولي ، كلاپارد ، را مي توان از فيلسوفان مكتب پراگماتيسم دانست و سلرز ، كواين ، ريچارد رورتي از فيلسوفاني هستند كه گرايش پراگماتيستي داشته و انديشه هاي مكتب نئوپراگماتيسم را در قرن بيستم مطرح نموده اند كه در اينجا سعي در معرفي مختصري از آنان نموده ايم : كواين : ويلاردون اورمن كواين در سال 1908 در شهر آركون ، ايالت اوهايوي آمريكا به دنيا آمد . پدرش كلويد رابرت كواين كارمند و مادرش هريت اليس ون اورمان كواين معلم بودند . او دوران كودكي شاد و سرزنده اي در آركون گذراند كه در خود زندگينامه اش (( دوران زندگي من )) ( 1985 ) به توصيف آن پرداخته است او تحصيلات دانشگاهي اش را با رشته ي رياضي در دانشگاه اوبرلين آغاز كرد و در سال 1930 ليسانسش را دريافت كرد . استعدادها و علائق متنوع او از يك طرف در رياضيات ، علوم و روانشناسي و از جانب ديگر در زبان ، ادبيات و شعر نهايتاً او را به جانب فلسفه كشاند . خود او به تأثير كتاب مجموعه نوشته هاي آدگار آلن پو و نوشته (( اوركا )) در آن بر خود اشاره مي كند كه علاقه فلسفي اش را به ماهيت چيزها برانگيخت . علت انتخاب رياضيات براي دوره ليسانسش اين بود كه از دانشجويي با اطلاع در مورد((فلسفه رياضي)) راسل شنيد و به نظرش آمد كه راهي براي تركيب علايقش به فلسفه و نيز رياضيات يافته است . او براي دوره دكترا زير نظر وايتهد به دانشگاه هاروارد رفت . او 23 ساله بود كه دكتراي فلسفي اش را در 1932 تنها پس از 2 سال دريافت كرد . تز او متشكل از جنبه هاي گوناگون ساده شده و وضوح يافته كار راسل و وايتهد بود . اين تز بسياري از شاخص هاي كار كواين به عنوان يك فيلسوف را در بردارند . نظريه عدم تعيين كواين پيامد انديشه هاي بنيادي تري راجع به ماهيت عمومي زبان بود كه كواين در نوشته هاي بعدي اش آن را تدقيق كرد . اين كارهاي بعدي شامل گستره ي بزرگي از بينش هاي فلسفي كواين است . ديدگاه هاي او درباره معرفت شناسي ، هستي شناسي ، عليت ، انواع طبيعي ، زمان ، فضا و فرديت كواين عضو تعداد فراواني از آكادمي ها بود و جوايز بسياري را دريافت كرد از جمله اولين جايزه رالف شوك در استكهلم در سال 1933 و جايزه كيوتو در كيوتو در سال 1996 . كواين به همراه ويتگنشتاين ، مارتين هايدگر و جان رالز از مورد استناد ترين فيلسوفان قرن بيستم است . ( 2007/5/5 www.Philosophers.com ) [ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 0:5 ] [ امین پروری ]
[ جمعه پانزدهم آبان 1388 ] [ 15:54 ] [ امین پروری ]
[ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ] [ 11:42 ] [ امین پروری ]
[ سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ] [ 20:24 ] [ امین پروری ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||||||||||||||||||||||||||